|
همینجوری
|
||
|
قبل از رفتن از وبلاگ، به خاطر نوشته ها مرا حلال کنید، من هم شمارا |
داشتم فکر میکردم که ضدحال ترین چیز چی میتونه باشه!
اینکه دوست دختر طرف، عکسشو براش MMS کنه؛
خب این کجاش ضدحال بود؟ الان میگم...
ضدحال اینه که گوشی طرف امکانات MMS نداشته باشه![]()
خب این پستمونم که انگار به جک و لطیف گذشت! حالا که اینجوری شد بزارین یه جک ن
کته دار بگم![]()
گرگه داشت خیلی گشاد راه میرفت، میگن چی شده؟
میگه هیچی یه اشتباهی کردم رفتم دم در شنگول و ....، باباش خیلی جدی گرفت
(نکته جک: گرگ: تک تک، شنگول:کیه؟ گرگ: مامانتون، بابای شنگول: ....=)) خلاصه جدی میگیره دیگه
)
سوال کنکور رشته نرم افزار:
کدامیک از گزینه های زیر، (در اصطلاح) بیش از همه مادر بیلگیتس(رئیس مایکروسافت) را ....؟(با دلیل)
1) مادرزن بیلگیتس (دخترش را بیش از همه میبوسید)
2) دوست پسر دوران مجردیش (ایشان تاخیر ازدواج داشتند)
3) پدر جناب بیلگیتس (رابطه زن و شوهری غیر قابل انکار است)
4) متخصصان نرم افزار کشور ایران که هرچه بیلگیتس ویندوز بیرون داده! کپی کرده اند.
خب ویندوز7 هم اومد و ما هم کپیشو گرفتیم و زدیم و کلی حال کردیم، ولی بعدش پاک کردیم!! چرا؟ چون جای بعضی چیزا عوض شده بود، حوصله میخواست بشینی بگردی؛
خب روزگار الحمدالله بر وفق مراد است(خداوند بهتر از این نماید)![]()
راستی هر موقع افسرده شدید، برید کانال های سیاسی رو در hotbird ببینید
خیلی باحالن
البته قصد طرفداری و مخالفت ندارما - در ضمن دهه فجر هم مبارک
(![]()
باور کنین
)
خب حالا بزارین یکی از مکالمات تلوزیونی رو براتون بنویسم یه کم بخندین!
محیط: اتاقیست که دیده نمیشود!(بک گراند زده اند) با شخصی جلوی دوربین که مملو از تفکر و غم می باشد (در اصطلاح امروزی: روشنفکر)
کادر زیر دوربین: حداقل حقوق کارگران، برابر با حقوق نمایندگان مجلس!!!!![]()
تلفن: زیننننگ
روشنفکر: بله عزیز دلم بفرمایین از غصه هاتون بگین!
کارگر: سلام، میخوام ببینم اگه تو راست میگی چرا خودت اونجا گدایی می کنی! ما خاک پای رهبر ....
تلفن: دینگ(یعنی قطعش کردن)
تلفن:زیننگ
روشنفکر: الو سلام عزیز دلم بفرمایین ما اینجا به دردهای شما میرسیم
کارگر: سلام، بنده از حقوقم راضیم، ۲۵۰ تومن حقوق ثابتمه+اضافه کار و ....، خودم با زنم و یه بچه کوچیک
تلفن: دینگ
روشنفکر: ما اینجا در مورد کارگرانی بحث میکنیم که راضی نیستن
تلفن: زیننگ
روشنفکر: بله عزیز دلم (با لحن و حالت خستگی) بفرمایین
کارگر: سلام، من ناراضیم!
روشنفکر:جااااااااااااااانم گوگولی مگولی کجا بودی ۲ ساعته منتظر توئیم، بگو عزیزم
کارگر: بنده در شرکتی کار میکنم و حقوقم ۱۵۰هزار تومنه!! ۳ تا بچه دارم، ۱۰۰هزار تومن هم اجاره خونه میدم و ناراضیم و ....
روشنفکر: .....
خب کمی بفکریم!
حقوق=۱۵۰هزار - ۱۰۰هزار اجاره خانه = ۵۰ هزار
تعداد خانواده: مرد+زن+۳بچه=۵نفر
حداقل فیش برق و گاز و آب: هر کدام ۲ هزار تومان=۶هزار
فیش تلفن: با این زنگی که ایشون به آمریکا زدن:۱۰هزار
مجموع: ۱۶ هزار ـ تخفیف: ۱هزار
۵۰هزار - ۱۵ هزار = ۳۵ هزار
شما قضاوت کنید...
راستی لهجه اونایی که ناراضی بودن هم خیلی شبیه لهجه روشنفکره بود :-؟؟
خب دیگه زیاد فکر نکنین برین به کاراتون برسین، خدا همه فقیرهای(واقعی) رو غنی کنه و ...
خلاصه خیلی کمکمون بکنه و مواظبمون باشه
(خیلی شبیه پیرمردا دعا میکنم! نه؟
)
خوش باشین
خداحافظ

ماه ها پیش پل روگذر دریاچه ارومیه بعد از 29 سال، با حضور رییس جمهور افتتاح شد(البته یک باندش)
بنا به خبرهای غیر رسمی، احتمال ریزش پل وجود دارد! حال شایعه است یا نه .... گویا گاهی پل رو می بندند و تعداد کمی ماشین از روی پل عبور می کند! (حالا)
بنابراین مردم همیشه در صحنه کنفرانسی تشکیل دادند تا مسئولان محترم به زحمت نیفتند:
بهتر است تابلویی روی پل نصب شود: راننده محترم، حرکت با سرعت زیاد بر روی پل، موجب لرزش ستونهای آن می شود!
دیگری گفت: نه بهتر است به مردم نفهمانند، اشخاصی استخدام کنند تا از زیر پل، پایه ها را محکم نگه دارند!
نه نمی شود! چرا؟ چون دریاچه نمک است، شوره می زنند!
پس چه کنیم؟
عزیزی فکر بکری کرد و بیان نمود: بهتر است در قسمت ورودیه پل، سرنشینان را مجهز به جلیقه نجات نمایند و در قسمت خروجی، جلیقه ها را تحویل بگیرند.
بهترین راه ممکن بود.
بازم شراره دلارو دیونه کرده مامانش موهاشو عروسکی شونه کرده
ابتدا به مصراع دوم می پردازیم: مامانش موهاشو عروسکی شونه کرده
مامانش که تشکیل شده از مامان+ش(ضمیر) که با توجه به مصراع اول، ضمیر در اینجا شراره خانوم می باشد.
سپس به کلمه "موهاش" بر می خوریم! که تشکیل شده از موها+ش(ضمیر) می باشد! حال این ضمیر می تواند هم ضمیر مادر باشد و هم ضمیر شراره! چون هر دو قبل از ضمیر در شعر آمده اند!
پس دو معنی حاصل می شود:
1ـ مامان شراره موهای خودش را عروسکی شونه کرده.
2ـ مامان شراره موهای شراره را عروسکی شونه کرده!
اما معنی دوم صحیح تر به نظر می رسد، چون با توجه به مصراع اول در می یابیم که این شراره هست که دلارو دیونه کرده نه مادرش!
یکی دیگر از اساتید نیز معتقد بود که شاعر اینجا اشاره به گایا روح هستی کرده همچنین نشان می دهد که هستی دارای عمل زایش می بوده، و تولید نسل را(با توجه به اینکه شراره، مادر دارد) اثبات کرده است!
البته این استاد بعد از پرداختن به معنای عمیق این بیت! حالت دیونگی را تجربه کرده و مدام می گفت: شراره کجایی! این حالت یکی از آفت های این بیت می باشد که بر روی مخاطب تاثیر میگذارد.
بعد از مشخص کردن ضمیرها به سراغ مصراع اول می رویم:
"بازم" شراره دلارو دیونه کرده!
شاعر از واژه ی تکرار(بازم) استفاده کرده؛ گویا این دفعه اولی نیست که شراره دلارو دیونه کرده! بلکه این فعل به صورت استمرار می باشد.
نکته ای که قابل تأمل است، اینست که آیا شراره هربار توسط مادرش که موهای او را عروسکی شونه میکنه، دلارو دیونه میکنه و یا اینکه شراره هربار به نوعی دیگر این کار را انجام می دهد؟
با توجه به اینکه اگر مادر شراره هربار موهای دخترش را عروسکی شونه می کرده! نشانه ضعف مادر در شونه کردن مو است، چرا که او تنها مدل عروسکی را بلد بوده! و این از مادر شراره که دلارو دیونه میکنه بعیده!!
پس میتوان نتیجه گرفت که شراره هربار به یک نوع دلارو دیونه می کنه و اینبار هم زحمت دیونه کردن دلا! گردن مادرش افتاده!
چون در مصراع دوم واژه تکرار نیامده، معنی دوم صحیح تر به نظر می آید.
حال به معنای کلمه "دیونه" بپردازیم.
از آنجا که این کلمه در ادبیات فارسی دارای معناهای مختلف است، به عنوان مثال: دیوانه شهر جهل: عاقل، و یا دیوانه دشت و بیابان: عاشق؛ مسلما اینجا نیز معنای خاص خود را خواهد داشت.
از آنجایی که دیونگی معلول می باشد! و هر معلولی علتی دارد، به سراغ علت دیونگی می رویم؛
در مصراع دوم می بینیم که مادر شراره موهای شراره را عروسکی شونه کرده! می توان گفت که شراره با توسط موهای عروسکی خود دلارو دیونه کرده! در نتیجه می توان گفت حالتی که هنگام مشاهده موهای عروسک به دلا! دست می دهد، دیونگی(در اینجا) معنی میدهد!
حال سوالی پیش می آید؛ از آنجاییکه مدل موهای عروسک ها همه یک نوع نیستند و حتی عروسک بی مو نیز می توان یافت، شاید سوالی پیش بیاید که مادر شراره کدام مدل را برای شونه کردن موهای شراره بکار برده که دلارو دیونه کرده؟!
حتی این احتمال هم وجود دارد چنانچه قبلا بحث کردیم، شراره هر بار به نوعی خاص دلارو دیونه نمی کنه، بلکه هربار با مویی مخصوص یک عروسک این کار را انجام می دهد، بنابراین این اتهام که مادر شراره تنها یک مدل شونه کردن عروسکی را بلد بوده! برداشته میشود.
و هر بار مادر شراره موهای او را یک مدل عروسکی شونه میکرده
و یا اینکه مادرش تنها یک مدل بلد بوده و یکبار یک مدل عروسکی شونه کرده و شراره دلارو دیونه کرده، و دفعات دیگر شراره خود مدل های دیگری از موی عروسک ها را بر موی خود شونه کرده!
و یا اینکه کسی دیگر اینکار را انجام میداده!
کم کم می بینیم که تعداد حالت های پیش آمده از کنترل خارج می شود و این از قدرت بیت مذکور می باشد!
بنابراین به همین قدر معنی بسنده کرده و بیخیال این بیت می شویم.
سلام
سلام
سلام
به وبلاگ
"همینجوری" خوش اومدین.
هدف من از
ساختن این وبلاگ .....
راستش هدف
وبلاگ یه کم مبهمه، زیاد به هدفش گیر ندین!
خلاصش اینه
که بعضی از حرفها و .... هستند که توی هر وبلاگی نمیشه گذاشتشون (خودتون که واقف
به این مسائل هستین)
ما هم به
این فکر افتادیم که چیکار کنیم چیکار نکنیم (مثل همه آدمایی که فکر میکنن) و
بالاخره بر آن شدیم که یه وبلاگ همینجوری بزنیم و بعضی از مطالب رو هم همینجوری
بزاریم توش !!
امیدوارم که
تو این وبلاگ بهتون همینجوری خوش بگذره؛
ما هم
سعیمون اینه که مطالب خوب و مفیدی رو به صورت ساده، گاها مبهم، گه و گاهی یک فاجعه
را به صورت طنز و شاید برعکس، تقدیم شما عزیزان نماییم؛
مطمئنم که
از بازدید کنندگان پروپاقرص این وبلاگ خواهید بود؛
چون ما به
جای اینکه برای دیگران از خود حرف بزنیم، از خود برای دیگران حرف می زنیم (برو بحرش
ببین چی گفتم
)
مرا برای خوب نوشتن یاری کنید .....
انشاءلله
به خوبی و سلامتی و خوشی و ..... شروع می کنیم و در این راه موفق می شویم. 
خداحافظ
|
|