ادبیات در زبان فارسی همیشه در بین ملل مختلف زبانزد عام و خاص است.
بر آن شدیم تا در این قسمت از برنامه! به تجزیه و تحلیل معنای بیتی که این روزها آهنگ آن را میتوانید گوش دهید، بپردازیم.
بازم شراره دلارو دیونه کرده مامانش موهاشو عروسکی شونه کرده
ابتدا به مصراع دوم می پردازیم: مامانش موهاشو عروسکی شونه کرده
مامانش که تشکیل شده از مامان+ش(ضمیر) که با توجه به مصراع اول، ضمیر در اینجا شراره خانوم می باشد.
سپس به کلمه "موهاش" بر می خوریم! که تشکیل شده از موها+ش(ضمیر) می باشد! حال این ضمیر می تواند هم ضمیر مادر باشد و هم ضمیر شراره! چون هر دو قبل از ضمیر در شعر آمده اند!
پس دو معنی حاصل می شود:
1ـ مامان شراره موهای خودش را عروسکی شونه کرده.
2ـ مامان شراره موهای شراره را عروسکی شونه کرده!
اما معنی دوم صحیح تر به نظر می رسد، چون با توجه به مصراع اول در می یابیم که این شراره هست که دلارو دیونه کرده نه مادرش!
یکی دیگر از اساتید نیز معتقد بود که شاعر اینجا اشاره به گایا روح هستی کرده همچنین نشان می دهد که هستی دارای عمل زایش می بوده، و تولید نسل را(با توجه به اینکه شراره، مادر دارد) اثبات کرده است!
البته این استاد بعد از پرداختن به معنای عمیق این بیت! حالت دیونگی را تجربه کرده و مدام می گفت: شراره کجایی! این حالت یکی از آفت های این بیت می باشد که بر روی مخاطب تاثیر میگذارد.
بعد از مشخص کردن ضمیرها به سراغ مصراع اول می رویم:
"بازم" شراره دلارو دیونه کرده!
شاعر از واژه ی تکرار(بازم) استفاده کرده؛ گویا این دفعه اولی نیست که شراره دلارو دیونه کرده! بلکه این فعل به صورت استمرار می باشد.
نکته ای که قابل تأمل است، اینست که آیا شراره هربار توسط مادرش که موهای او را عروسکی شونه میکنه، دلارو دیونه میکنه و یا اینکه شراره هربار به نوعی دیگر این کار را انجام می دهد؟
با توجه به اینکه اگر مادر شراره هربار موهای دخترش را عروسکی شونه می کرده! نشانه ضعف مادر در شونه کردن مو است، چرا که او تنها مدل عروسکی را بلد بوده! و این از مادر شراره که دلارو دیونه میکنه بعیده!!
پس میتوان نتیجه گرفت که شراره هربار به یک نوع دلارو دیونه می کنه و اینبار هم زحمت دیونه کردن دلا! گردن مادرش افتاده!
چون در مصراع دوم واژه تکرار نیامده، معنی دوم صحیح تر به نظر می آید.
حال به معنای کلمه "دیونه" بپردازیم.
از آنجا که این کلمه در ادبیات فارسی دارای معناهای مختلف است، به عنوان مثال: دیوانه شهر جهل: عاقل، و یا دیوانه دشت و بیابان: عاشق؛ مسلما اینجا نیز معنای خاص خود را خواهد داشت.
از آنجایی که دیونگی معلول می باشد! و هر معلولی علتی دارد، به سراغ علت دیونگی می رویم؛
در مصراع دوم می بینیم که مادر شراره موهای شراره را عروسکی شونه کرده! می توان گفت که شراره با توسط موهای عروسکی خود دلارو دیونه کرده! در نتیجه می توان گفت حالتی که هنگام مشاهده موهای عروسک به دلا! دست می دهد، دیونگی(در اینجا) معنی میدهد!
حال سوالی پیش می آید؛ از آنجاییکه مدل موهای عروسک ها همه یک نوع نیستند و حتی عروسک بی مو نیز می توان یافت، شاید سوالی پیش بیاید که مادر شراره کدام مدل را برای شونه کردن موهای شراره بکار برده که دلارو دیونه کرده؟!
حتی این احتمال هم وجود دارد چنانچه قبلا بحث کردیم، شراره هر بار به نوعی خاص دلارو دیونه نمی کنه، بلکه هربار با مویی مخصوص یک عروسک این کار را انجام می دهد، بنابراین این اتهام که مادر شراره تنها یک مدل شونه کردن عروسکی را بلد بوده! برداشته میشود.
و هر بار مادر شراره موهای او را یک مدل عروسکی شونه میکرده
و یا اینکه مادرش تنها یک مدل بلد بوده و یکبار یک مدل عروسکی شونه کرده و شراره دلارو دیونه کرده، و دفعات دیگر شراره خود مدل های دیگری از موی عروسک ها را بر موی خود شونه کرده!
و یا اینکه کسی دیگر اینکار را انجام میداده!
کم کم می بینیم که تعداد حالت های پیش آمده از کنترل خارج می شود و این از قدرت بیت مذکور می باشد!
بنابراین به همین قدر معنی بسنده کرده و بیخیال این بیت می شویم.